چشم انداز تولید شیر در وضعیت فعلی

چشم انداز تولید شیر در وضعیت فعلی
صنعت دامپروری به عنوان یکی از زیرمجموعه های زراعت در سطح جهانی و بین المللی از رشد و گسترش چشم گیری برخوردار بوده و کارآفرینی آن در اشتغال زایی، ایجاد ارزش افزوده، تغذیه بشر، سلامت انسان و جامعه و به طور کلی نقش بی بدیل آن در اقتصاد باعث گشته همواره مورد حمایت و توجه دولت ها و کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه قرار گیرد.

این صنعت در کشور ما علی رغم حمایت های تعریف شده در قوانین و چشم اندازها، همچنان از نبود زیرساخت ها، عدم مدیریت منسجم و پایدار، سطحی نگری به مسائل پایه ای و کلان، فقدان اولویت بندی در برنامه ریزی ها و… در تنگنا بوده و فعالان، سرمایه گذاران و تولیدکنندگان را با نوعی ابهام نسبت به آینده کاری مواجه نموده است درحالی که با سرمایه گذاری های فعلی، ظرفیت ها و پتانسیل های بالقوه و امکانات موجود می توانیم با اصلاح زیرساخت ها، حمایت های تسهیلاتی و اعتباری از سوی دولت و فرهنگ سازی، جهت منحنی را به سمت رشد و تعالی بیشتر سوق داده و اقناع دو قشر تولیدکننده و مصرف کننده را به ارمغان آوریم.

در شرایط کنونی پس از گذر از فراز و نشیب های دست یابی به خودکفایی و قرارگرفتن در وضعیت نسبتاً ایده آل، کم لطفی است که اهداف و برنامه ها با نگرش سطحی دنبال شود و به چشم اندازهای بلندمدت که حاصل اندیشه منادیان این صنعت می باشد نادیده گرفته شود زیرا تحرک با چنین شیوه ای نه تنها جایگاه و قدرت رقابت ما را در سطح جهانی و بین المللی کم رنگ می کند بلکه در تأمین نیازهای داخل هم به نوعی کشور را وابسته به بازارهای خارجی می کند.

مشکل عمده دامداران در مقاطع فعلی واردات مواد پروتئینی و دیگر فرآورده دامی مانند شیرخشک، بالا بودن هزینه های تولید، پائین بودن قیمت خرید شیر توسط کارخانه ها، نداشتن امید به فروش محصول در آینده و… بوده که همگی را می توان در نبود زیرساخت ها خلاصه نمود.

به طور مثال شیر به عنوان یکی از محصولات تولیدی دامداران یک ماده فسادپذیر می باشد که در شرایط فعلی بزرگ ترین معضل دامداران بوده و عدم خرید این محصول توسط کارخانه ها، دامدار را مجبور می کند آن را با نازل ترین قیمت که تضرر وی را به همراه دارد به فروش برساند یعنی مشکلی که همواره دامنگیر این صنف می باشد که اگر تدابیر درمانی برای این بیماری اندیشیده نشود این چرخه اقتصادی برای مدتی به حیات خود ادامه داده و گذر زمان آن را به سمت و سویی می برد که سطح تولید تقلیل یافته و تولیدکننده به دلیل عدم صرفه اقتصادی مجبور می شود دام های مولد و اصیل که سرمایه های ملی تلقی می شوند را روانه کشتارگاه ها نماید.

استمرار این شیوه در کوتاه مدت نه تنها سطح تولید شیر را کاهش می دهد بلکه در بلندمدت نیز با افت تولید مثل، تولید گوشت نیز تقلیل می یابد و اشتیاق دلالان و افراد فرصت طلب در این وادی دوچندان می شود که صرف نظر از بی ثباتی در بازار و مسائل منطقه ای و فرامنطقه ای، اتلاف فکر و اندیشه مسئولین، قدرت خلاقیت، ابتکار و همراهی با علوم روز را از آنان سلب می کند، با این اوصاف می توان نتیجه گرفت مشکل اصلی در نابسامانی زیرساخت ها این بخش است که به نظر می رسد پیشنهادهای ذیل می تواند ما را در دست یابی به اجرای هرچه بهتر این پروژه یاری کند.

کمک های تسهیلاتی دولت تحت عنوان خودکفایی در تولید. دولت با پرداخت تسهیلات، به دامدار اجازه دهد ضمن خرید زمین در حومه واحد تولیدی و استفاده از آبیاری قطره ای نیاز سالانه خود به جو، یونجه و… را تأمین و علاوه بر اشتغال زایی هزینه های جاری را تا حدود زیادی کاهش داده و صرفه اقتصادی را فراهم نماید.

برنامه ریزی جهت پرداخت مستقیم یارانه به دامداران، این مسئله باعث می گردد دامدار در فصول تولید که آذوقه ارزان می باشد تغذیه دام را حداقل برای شش ماه به صورت یکجا تهیه، و هزینه های تولید را به صورت چشم گیری کاهش دهد.

ایجاد صنف یا تشکلی استانی یا حتی کشوری که عضویت دامداران و کارخانجات تولیدکننده شیر را باهم جامعیت می بخشد. تشکیل این گروه مشترک باتوجه به وابستگی این دو قشر سبب می گردد بسیاری از معضلات موجود از جمله بی ثباتی در عرضه و تقاضا، اختلاف در قیمت خرید، مشکلات مربوط به واردات شیرخشک و… به کمک یکدیگر مرتفع گردد.

زمینه سازی و بکارگیری مکانیسمی که بتوان شرایطی را ایجاد نمود درصورت تمایل دامدار، تسهیلاتی در اختیار وی قرار داده شود تا در کنار فعالیت اولیه، کارخانه ای هرچند کوچک را ایجاد، و علاوه بر تولید شیر و فرآورده های لبنی، زمینه اشتغال زایی، کاهش هزینه ها، توجیه اقتصادی و سوددهی و… را فراهم کند.

کاهش تصدی گری دولت، افزایش نقش هدایتی و نظارتی، رصد و اطلاع رسانی به موقع وضعیت بازارهای داخلی و خارجی و در صورت لزوم به کارگیری ابزارها و اهرم های تنظیم بازار با هدف حمایت از این اقشار .