نقش بازاریابی در اداره دامپروری بز سانن و آلپاین

نقش بازاریابی در اداره دامپروری بز سانن و آلپاین

بازاريابي

امروزه اهمیت بازاریابی بیشتر از این نظر قابل ملاحظه است که قسمت زیادی از بهای فروش کالاها را هزینه بازاریابی تشکیل می دهد؛ مطالعات نشان می­دهد که مصرف­ کننده حدود ۵۰درصد پول پرداختی بهای نهایی کالا را برای هزینه­ های بازاریابی پرداخت می­کند به این ترتیب می­توان گفت که اهمیت بازاریابی، اگر از تولید بیشتر نباشد، قطعاً از آن کمتر نیست. در ایالات متحده آمریکا، در سال ۱۹۸۲ میلادی، از ۲۹۸ میلیارد دلار که صرف خرید مواد غذایی شده بود، فقط ۸۴ میلیارد دلار آن مربوط به هزینه­ های تولید و بقیه شامل هزینه­ های بازاریابی می­شد.

در این کشور حدود یک سوم تا دو پنجم از نیروی فعال، در بخش بازاریابی فعالیت می­کنند. تولیدکنندگان باید از علم بازاریابی اطلاع داشته باشند تا بدانند چه کالایی را در چه محلی و چه زمانی عرضه کنند تا مشکل فروش نداشته باشند. چنانچه در جامعه­ای مؤسسات وابسته به بازاریابی کالا نظیر عمده فروشی­ها، خرده­ فروشی­ها، راه آهن، اتحادیه کامیون داران، استاندارد، بسته بندی و … وجود نداشته باشد، اهمیت بازاریابی بیشتر مشخص می­شود.

واضح است تولیدکنندگانی که با اصول بازاریابی و بازاررسانی تولیدات خود آشنا هستند، به راحتی می­توانند کالای خود را در زمان مناسب تولید و در محل مناسب عرضه کنند و با هزینه معقول بفروشند. بدین ترتیب، ادامه روند تولید با مشکل کمتری مواجه می­شود.

بازاریابی و بازاررسانی محصولات دامی از چند نظر اهمیت دارد و تفاوت آن با سایر کالاها عبارت است از:

محصولات دامی قابلیت فسادپذیری زیادی دارند و به سرعت در مجاورت هوای عادی تغییر کیفیت می­دهند و غیرقابل مصرف می­شوند. از این رو در تمام مراحل بازاریابی و بازاررسانی، استفاده از وسایل ویژه حمل و نقل(کامیون های یخچال دار و…) ضروری است.

مراحل آماده­ سازی محصولات دامی بسیار متفاوت است. برای مثال، از شیر بیش از ۵۰ نوع محصول به دست می­آید که هر یک، شیوه آماده سازی متفاوتی دارد یا از گوشت برای تهیه انواع محصولات استفاده می­شود و امکان عرضه مستقیم آن نیز به بازار فراهم است. در صورتی که این تنوع و گوناگونی، کمتر در مورد محصولات مشاهده می­شود.

تولیدکنندگان بسیار متنوع و پراکنده ­اند. برای مثال، شیر از یک بزیا گوسفند در یک روستا تا بزرگترین گاوداری­های صنعتی تولید می­شود. امکان تولید گوشت نیز از یک خانه روستایی تا بزرگترین مجتمع­های پرواربندی فراهم است. این پراکنش و تنوع محصولات، بازاریابی و بازاررسانی را مشکل می­کند. از این رو، اموری مانند تبلیغات کمتر در مورد فرآورده­ های دامی مورد استفاده قرار می­گیرد.

همه قشرهای جامعه، مصرف کننده محصولات دامی ­اند و در این زمینه هیچ محدودیتی وجود ندارد. کمتر محصولاتی مانند محصولات دامی کشاورزی، چنین وسیع الطیف است.

معمولاً در اکثر کشورهای جهان، به دلیل مسائل مرتبط با بهداشت و سلامت جامعه و حمایت از مصرف ­کننده، بطور مستقیم یا غیرمستقیم برای تولید محصولات دامی و مصرفی آنها کمک­هایی از سوی دولت در نظر گرفته می­شود. با پرداخت این یارانه­ها، الگوی بازاریابی این محصولات تغییر می­کند و گاه از قوانین اقتصادی تبعیت نمی­کنند. این یارانه سبب می­شود که قوانین اقتصاد آزاد در مورد آن صادق نباشد.

خطرپذیری(ریسک) محصولات دامی زیاد است و بدین ترتیب، سر­وکار داشتن با حیوانات زنده، حوادث پپیش ­بینی نشده، بیماری ها و مخاطرات زیاد، گاهی روند کار را با مشکل مواجه می­کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *